داور داوران
مترادفها
قاضیالقضات
لغت نامه دهخدا
داور داوران. [ وَ رِ وَ ] ( ترکیب اضافی ) قاضی قاضیان. حاکم حاکمان. || ( اِخ ) پروردگار و خدای تعالی که بر داوران داور است:
بهر جا که موکب درآری براه
کنی داور داوران را پناه.نظامی.
فرهنگ فارسی
قاضی قاضیان
جمله سازی با داور داوران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بنالید بر داور داوران که ای کردگار زمین و زمان
💡 خجل شد ز بازوی و دست و کمان پناهید بر داور داوران
💡 چو دادیم ناموس نامآوران بده دادم ای داور داوران
💡 بنالید بر داور داوران که ای پاک دادار نامآوران
💡 زدی بانگ بر من چو جنگاوران نترسیدی از داور داوران
💡 سوی بیشه شد همچو شیر ژیان پناهید بر داور داوران
💡 در مسابقات بزرگ ورزشی جهان، انتخاب یک داور داوران که کاملاً بیطرف و خبره باشد، برای حفظ عدالت در رقابتها بسیار حیاتی است.
💡 او با توجه به تجربه بسیار بالا و دقت نظر بینظیرش در بررسی جزئیات، همواره به عنوان داور داوران در تمامی جشنوارههای بزرگ شناخته میشود.
💡 برای اینکه عدالت در دادگاههای پیچیده اجرا شود، نیاز به حضور شخصیتی است که مانند یک داور داوران، فراتر از هرگونه نفع شخصی عمل کند.