لغت نامه دهخدا
داور شدن. [ وَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) حاکم و قاضی شدن. درمقام قضا و حکومت قرار گرفتن. حکم شدن:
اگر داد و بیداد داور شوند
بود داد تریاق و بیداد سم.ناصرخسرو.
داور شدن. [ وَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) حاکم و قاضی شدن. درمقام قضا و حکومت قرار گرفتن. حکم شدن:
اگر داد و بیداد داور شوند
بود داد تریاق و بیداد سم.ناصرخسرو.
حاکم و قاضی شدن در مقام قضا و حکومت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ضبط اولین فصل از این برنامه در بهمن ماه سال ۱۴۰۰ آغاز گردید و در ابتدا قرار بر این بود که در نوروز ۱۴۰۱ پخش شود، اما پس از ضبط چندین قسمت از این برنامه به دلیل شروع ویروس امیکرون و مبتلا شدن چندین نفر از داوران و شرکت کنندگان و عوامل این برنامه، پخش این برنامه به تاخیر افتاد. بعد از چندین بار تاخیر تصمیم بر این شد که این برنامه در مهر ماه سال ۱۴۰۱ شروع شود اما به دلیل شروع خیزش ۱۴۰۱ ایران باز هم پخش این برنامه به تاخیر افتاد و بعد از چند ماه مدیران این برنامه تصمیم گرفتند که در ۱۳ بهمن ۱۴۰۱ پخش این برنامه را آغاز کنند.
💡 به دلیل دمای نسبتاً زیاد برزیل، به ویژه در نواحی شمالی که به خط استوا نزدیکتر است، استراحتهایی بین بازی برای خنک شدن بازیکنان در نظر گرفته شد. اگر دما بیشتر از ۳۲ درجه سانتیگراد (۹۰ درجه فارنهایت) باشد، این توقف میتواند بعد از دقیقه ۳۰ هر نیمه به اختیار داور مسابقه انجام شود.