لغت نامه دهخدا
خاکپای. ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به خاکپا شود.
خاکپای. ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به خاکپا شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای بنده گدای در پادشاه فقر از خاکپای کن بسر شاه افسری
💡 شاهنشه زمین و زمان تاج ملک و دین ای تاج خسروان زمان خاکپای تو
💡 جم زمانه فریدون راد آنکه سپهر نماز آرد بر خاکپای دربانش
💡 کام من پیش تست، پیشم خوان خاکپای سگان خویشم خوان
💡 تا ز خاکپای تو روشن شده چشم حسین جز تو در عالم ندیده دیده بینای من
💡 به خاکپای تو آنرا که هست دست رسی چه غم ز سرزنش هر که در جهان دارد؟