لغت نامه دهخدا
حرشی. [ ح َ رَ ] ( ص نسبی ) منسوب به حرش بن لعب بن ربیعة. ( سمعانی ).
حرشی. [ ح َ رَ ] ( ص نسبی ) منسوب به حرش بن لعب بن ربیعة. ( سمعانی ).
منسوب به حرش ابن لعب ابن ریبعه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سعید بن عمر حرشی، فرماندار اموی خراسان، به سختی ناآرامیها را سرکوب کرد و موقعیت مسلمانان را تقریباً به همان وضعیتی که در زمان قتیبه بود بازگرداند، به جز دره فرغانه که کنترل آن بیرون از دست مسلمانان مانده بود.