لغت نامه دهخدا
جاو. ( اِ ) معرب چاو. رجوع به چاو شود.
جأو. [ ج َءْوْ ] ( ع مص ) پوشیدن. پنهان کردن. || بازداشتن. || سودن. || پیوند کردن جامه. || گزیدن بدندان. ( از منتهی الارب ).
جاو. ( اِ ) معرب چاو. رجوع به چاو شود.
جأو. [ ج َءْوْ ] ( ع مص ) پوشیدن. پنهان کردن. || بازداشتن. || سودن. || پیوند کردن جامه. || گزیدن بدندان. ( از منتهی الارب ).
پوشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طایفه جاوان کرد بعد از حمله هلاکو به بغداد تبدیل به عرب شدهاند؛ ولی آنچه به واقعیت و حقیقت نزدیکتر است این است که طایفه جاف کنونی که در کردستان عراق و ایران زندگی میکنند نوادگان همان طایفه هستند.
💡 جابان ( واقع در دماوند)، روستایی از توابع بخش مرکزی و دهستان ابرشیوه شهرستان دماوند میباشد که در استان تهران قرار دارد و از نظر جغرافیایی در جنوب شرقی رشته کوه های البرز و ضلع جنوبی زرین کوه قرار داد. نام قدیمی این روستا جاوان می باشد.
💡 در آنجا اطاقی پدیدار بود که جاو مکان پرستار بود
💡 گروههای حقوق بشر در ۹ آوریل۲۰۲۱ از بازداشت اعضای خانواده زندانیان سیاسی برجسته در پی اعتراضات مسالمت آمیز آنها علیه زندانی شدن آنها، که شامل محمد الدقاق و زندانی محکوم به اعدام او، محمد رمضان بود، گزارش دادند. این بازداشتها در جریان یک رویداد سرکوب معترضان در تظاهرات علیه شیوع شدید ویروس کرونا در زندان جاو، جایی که زندانیان سیاسی در آن نگهداری میشوند، صورت گرفت.
💡 می جاوی نان چو آسیا در شکمت گویا فم معدهٔ تو دندان دارد