لغت نامه دهخدا
توزک. [ زُ ] ( ترکی، اِ ) ترکی است به معنی سامان و آرایش و انتظام و ترتیب لشکر و مجلس و دربار. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). تعلیم و تربیت و انتظام و بند و بست و سامان و آرایش.( ناظم الاطباء ). رجوع به تزک در همین لغت نامه شود.
توزک. [ زُ ] ( ترکی، اِ ) ترکی است به معنی سامان و آرایش و انتظام و ترتیب لشکر و مجلس و دربار. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). تعلیم و تربیت و انتظام و بند و بست و سامان و آرایش.( ناظم الاطباء ). رجوع به تزک در همین لغت نامه شود.
ترکی است به معنی سامان و آرایش و انتظام و ترتیب لشکر و مجلس و دربار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خاطرات بابر جزئیات زندگی او را بهطور کامل شرح میدهد و منبع اصلی برای مطالعه زندگی بابر است. این خاطرات با عنوان بابرنامه شناخته میشود که توسط خود او به زبان مادری اش، زبان ترکی جغتایی، نوشته شدهاست. به گفته دیل، کتاب بابرنامه نوع ترکی اش، در خصوص ساختار جملاتش و صرف افعال و کلمات و واژگانش بسیار از فارسی استفاده شدهاست." بابر نامه در زمان نوه اش اکبر با نام توزک بابری ترجمه شد.