تنک شراب

لغت نامه دهخدا

تنک شراب. [ ت َ ن ُ / ت ُ ن ُ ش َ] ( ص مرکب ) آنکه شراب بسیار نتواند گواردن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). تنک جام. ( آنندراج ):
یاران موافق همه از دست شدند
در پای اجل یکان یکان پست شدند
بودند تنک شراب در مجلس عمر
یک لحظه ز ما پیشترک مست شدند.خیام ( از یادداشت ایضاً ).تاب نگه نداشتم پای کشیدم از درش
توبه بود سزای او هرکه تنک شراب شد.کلیم ( از آنندراج ).تاب نظر ندارم و ضبط نظر نمی کنم
بیشتر است حرص می، رند تنک شراب را.کلیم ( ایضاً ).شیشه زآن سر نهد به پای قدح
که حریفی تنک شراب افتاد.امیرشاهی سبزواری ( ایضاً ).حریف کاسه چشم سیاه مست تو نیست
دلم که از گل رعنا تنک شراب تر است.محمدقلی سلیم ( ایضاً ).رجوع به تنک جام شود.

فرهنگ فارسی

آنکه شراب بسیار نتواند گواردن. تنک جام.

جمله سازی با تنک شراب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شیشه زان سر نهد بپای قدح که حریف تنک شراب افتاد

💡 خروش گریه دل رام صید تأثیر است تنک شرابی (و) افشای های های که چه

💡 تو خون به کاسهٔ من کن که غیرتاب ندارد تنک شراب ستم ظرف این شراب ندارد

💡 چو دل حریف تو شد زینهار، ای ساقی تنک شراب مرا ساغر گران ندهند

💡 حریف کاسه ی چشم سیاه مست تو نیست دلم که از گل رعنا تنک شراب تر است

💡 تنک شراب هوایی به کوی عشق مگرد ز پای زود درآیی ز جای کم برخیز

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز