لغت نامه دهخدا
بین اصبعین. [ ب َ ن َ اِ ب َ ع َ ] ( ع ق مرکب ) میان دو انگشت. میان اصبعین. رجوع به بین الاصبعین شود:
دیده و دل هست بین اصبعین
چون قلم در دست کاتب ای حسین.مولوی ( مثنوی چ نیکلسن دفتر 3 ص 157 ).
بین اصبعین. [ ب َ ن َ اِ ب َ ع َ ] ( ع ق مرکب ) میان دو انگشت. میان اصبعین. رجوع به بین الاصبعین شود:
دیده و دل هست بین اصبعین
چون قلم در دست کاتب ای حسین.مولوی ( مثنوی چ نیکلسن دفتر 3 ص 157 ).
میان دو انگشت. میان اصبعین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جنگ ما و صلح ما در نور عین نیست از ما هست بین اصبعین
💡 مرغ مرده مضطر اندر وصل و بین خواندهای القلب بین اصبعین
💡 در کف حق بهر داد و بهر زین قلب مومن هست بین اصبعین