بکیم

لغت نامه دهخدا

بکیم. [ ب َ ] ( ع ص ) اَبکم. ( منتهی الارب ). ابکم. مرد گنگ و کر. ج، بُکمان. ( ناظم الاطباء ) ( از مهذب الاسماء ). و رجوع به ابکم شود.

فرهنگ فارسی

گنگ، لال
ابکم. نعت مونث است از بکم. ابکم مرد گنگ و کر. جمع بکمان.

جمله سازی با بکیم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من جغد این خرابه ام آخر هما نیم از خوان رزق تا بکیم استخوان رسد

💡 بکیم فمیو (سیریلیک صربی: Беким Фехмију؛ ۱ ژوئن ۱۹۳۶ – ۱۵ ژوئن ۲۰۱۰) بازیگر آلبانیایی‌تبار سینما و تئاتر اهل یوگسلاوی بود. وی نخستین بازیگر از شرق اروپا بود که طی دوران جنگ سرد در هالیوود به هنرنمایی پرداخت.

💡 داغ فراق تا بکیم برجگر نهی یک روز مرهمی بدل ریش من رسان

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز