لغت نامه دهخدا
توپ مروارید. [ پ ِ م ُرْ ] ( اِخ ) توپ بزرگ در ارگ طهران که سابقاً زنان به شب چهارشنبه سوری برای بخت گشائی از زیر آن می گذشتند. ( از یادداشت های بخط مرحوم دهخدا ).
توپ مروارید. [ پ ِ م ُرْ ] ( اِخ ) توپ بزرگ در ارگ طهران که سابقاً زنان به شب چهارشنبه سوری برای بخت گشائی از زیر آن می گذشتند. ( از یادداشت های بخط مرحوم دهخدا ).
توپ بزرگی است که بامر فتح علی شاه در سال ۱۲۳۳ ه. ق.ساخته شده و آن سابقا در میدان قدیم نقاره خانه ( میدان کنونی مقابل حیاط تخت مرمر ) بالای سکویی قرار داشت و شب چهارشنبه سوری گروهی از بانوان جوان و دوشیزگان بالغ برای یافتن فرزند و شوهر از زیر لوله آن عبور میکردند. در زمان سلطنت رضا شاه پهلوی و پس از ساختمان باشگاه افسران آنرا در مدخل اصلی محوطه باشگاه بالای سکویی قرار دادند. طول آن ۵/۱٠ متر قطر دهانه سر لوله ۳۸ و انتهای لوله ۶٠ سانتیمتر است.
توپ بزرگ در ارگ تهران کا سابقا زنان به شب چهارشنبه سوری برای بخت گشائی از زیر آن می گذشتند ٠
توپِ مُروارید
توپِ مُروارید
(در تداول عامه: توپ مرواری) توپ جنگی بزرگ ساخت ایران در اوایل عصر قاجار. این توپ در زمان سلطنت فتحعلی شاه قاجار به دست صنعتگری ایرانی به نام اسماعیل اصفهانی در ۱۲۳۳ق ساخته شد. وجه تسمیۀ آن به درستی دانسته نیست؛ گویا پس از نصب توپ که دیگر کاربرد نظامی نداشت بر روی سکویی در میدان ارگ تهران، چند رشته مروارید نزدیک دهانۀ توپ، مانند گردن بند به آن آویخته بودند. این توپ، که بعداً به مدخل یکی از ورودی های ساختمان وزارت امورخارجه منتقل شد، ولی اندک اندک در ذهن مردم عامی به باورهای خرافی آغشته شد و جایگاهی نیمه مقدس پیدا کرد. گروهی از دختران و زنان در مواعدی خاص (شب های ۲۷ رمضان، شب های قدر و شب چهارشنبه سوری) به این توپ دخیل می بستند تا حاجتشان روا شود و بعضاً برای بخت گشایی و ازدواج سوار توپ می شدند و سه بار عبارت «یا قُرب الفَرَج» می گفتند و سپس پایین می آمدند. مدتی نیز محل بَست نشستن دادخواهان بود. در سال های اولیه سلطنت ناصرالدین شاه محکومان به تعزیر را به این توپ می بستند و تازیانه می زدند. خرافاتیان می گفتند که این توپ در زمان کریم خان زند در شیراز ساخته شده و خود به خود پس از زیارت شاه چراغ به تهران آمده است. صادق هدایت با الهام از همین باورها، کتابی طنز آمیز در انتقاد از اوضاع و احوال روزگار به نام توپ مرواری نوشت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از انقلاب باشگاه افسران به وزارت امور خارجه واگذار شد که با افزودن دو ساختمان متقارن ناسازگار با ساختمان اصلی در حیاط ورودی باشگاه، پهنه گسترده حیاط باشگاه تا اندازه بسیاری از میان رفت و توپ مروارید در میان آن ساختمانها و در پس دیوار و دژ جلوی آن پنهان شد.
💡 تهرانیهای قدیم با ستایش به توپ مروارید مینگریستند و در جشنها یا مراسمهای مهم نظیر چهارشنبهسوری، دختران خواهان شوهر و زنان خواهان فرزند برای آنکه به خواستهشان برسند، آداب خاصی را کنار آن انجام میدادند.
💡 در چندین کتاب و سفرنامه به این اشاره شدهاست که مجرمان و افراد تحت پیگرد به توپ مروارید پناه میبردند و مردم نیز معجزات و خرافاتی را به آن نسبت میدادند.
💡 توپ مروارید نشانی از فرهنگ و باورهای مردم تهران در گذشتهاست. از توپ مروارید در شمار قابل توجهی از کتابها و سفرنامهها یاد شدهاست.
💡 این ساختمان متعلق به لشکر دو زرهی بود که از یک سو به خیابان سوم اسفند (سرهنگ سخایی کنونی) راه داشت و از سوی دیگر به خیابان فروغی (کوشک مصری کنونی) و مقابل در آهنی بزرگ آن توپ مروارید گذاشته شده بود. این ساختمان محل گردهماییها و مهمانیهای افسران ارتش شاهنشاهی بود.