لغت نامه دهخدا
طاوان.( اِخ ) نام جد ابوبکر احمدبن محمدبن عبدالوهاب بن طاوان بزار واسطی است. ( انساب سمعانی برگ 364 «الف » ).
طاوان.( اِخ ) نام جد ابوبکر احمدبن محمدبن عبدالوهاب بن طاوان بزار واسطی است. ( انساب سمعانی برگ 364 «الف » ).
نام جد ابوبکر احمد بن محمد بن عبدالوهاب بن طاوان بزار واسطی است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و نيز در همين كتاب از احمد بن محمد طاوان بطور اجازهنقل مى كند كه ابا احمد عمر بن عبد الله بن شوذب برايشان روايت كرده از محمد بن جعفربن محمد عسكرى از محمد بن عثمان از ابراهيم بن محمد بن ميمون از على بن عابس كه وىگفته است: روزى من و ابو مريم وارد شديم بر عبدالله بن عطا، ابو مريم از وى خواهشكرد كه حديثى را كه سابقا از ابى جعفر برايشنقل كرده بود بار ديگر براى على بن عابس نيزنقل كند او گفت من نزد ابى جعفر نشسته بودم، ديدم كه پسر عبدالله بن سلام رد شد، ازابى جعفر پرسيدم خدا مرا فدايت كند اين پسر همان كسى است كه علم قرآن را مى داند؟گفت: نه، آن امام شما على بن ابيطالب است كه آياتى از قرآن كريم درباره اشنازل شده، مانند آيه (و من عنده علم الكتاب ) و آيه (افمن كان على بينه من ربه ويتلوه شاهد منه ) و آيه (انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوه ويوتون الزكوه و هم راكعون ).