شاپور کام
لغت نامه دهخدا
شاپورکام. ( اِخ ) رود... از رودهای بخارا و نواحی آن. نرشخی درباره آن نویسد: «رود شاپورکام و عامه بخارا شافر کام خوانند و آورده اند که یکی از فرزندان کسری از آل ساسان از پدر خویش خشم گرفت و بدین ولایت آمد ( و ) نام ( او ) شاپور بود... چون ببخارا رسید بخاراخدات او را نیکو داشت و این شاپور شکار دوست بود. یک روز بشکار رفت و بدان جانب افتاد و در آن تاریخ آنجا هیچ ( دیهه ) نبود و آبادانی نبود. مرغزاری بود و جایگاه شکار. او را خوش آمد. جایگاه ازبخاراخدات به مقاطعه بگرفت تا آن جایگاه آبادان کند. بخاراخدات آن موضع را به او داد. این شاپور رود عظیم بر کند و بنام خود کرد یعنی شاپورکام و بر آن رودروستاها نهاد و کاخ بنا کرد. ( تاریخ بخارا ص 38 ).
فرهنگ فارسی
رود... از رود های بخارا و نواحی آن. نرشخی درباره آن نویسد [ رود شاپور کام و عامه بخارا شافر کام خوانند و آورده اند که یکی از فرزندان کسری از آل ساسان از پدر خویش خشم گرفت و بدین ولایت آمد.
جمله سازی با شاپور کام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پسر بد یکی خرد شاپور نام هنوز از جهان نارسیده به کام
💡 چو شاپور رفت اندر آرام خویش ز گیتی ندیده به جز کام خویش
💡 به پنهانی سوی او داد پیغام که گر شاپور میبخشد مرا کام
💡 برادرش کو داشت شاپور نام همی بود بر تخت فرخنده کام
💡 تشنه آب از سراب کام نگیرد و پسته شیرین از شاپور آرام نپذیرد، شعر: