ابن عبدون
لغت نامه دهخدا
ابن عبدون. [ اِ ن ُ ع َ ] ( اِخ ) ابومحمد عبدالمجیدبن عبدون اندلسی. شاعر و محدث. وفات او به سال 529 هَ.ق.او رازدار بنی افطس بود ازجمله متوکل عمر. و به سال 500 صاحب السر علی بن یوسف مرابطی گردید. وی را اشعاری رائق و منشآت بلیغ بوده و قصیده رائیه او در مرثیه یکی از بنی افطس مشهور و از امهات قصائد است. و گروهی از بزرگان ادب را بر آن شروحی است، ازجمله جمال الدین ابن الجوزی و اسماعیل بن احمدبن اثیر و غیرهما.
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] اِبْن ِ عُبْدون، ابوعبدالله احمد بن عبدالواحد بن احمد بزاز (د ۴۲۳ق /۱۰۳۲م)، فقیه و محدّث امامی می باشد.
وی به ابن حاشر نیز شهرت دارد.
[ویکی فقه] ابن عبدون (ابهام زدایی). ابن عبدون ممکن است اسم برای اشخاص ذیل باشد: • احمد بن عبدون، اِبْن ِ عُبْدون، ابوعبدالله احمد بن عبدالواحد بن احمد بزاز (د ۴۲۳ق /۱۰۳۲م)، فقیه و محدّث امامی• مختار بن حسن عبدون، ابوالحسن مختار بن حسن بن عبدون بن سعدون بن بطلان، مشهور به ابن بطلان یا ابن عبدون از اطباء مسیحی بغداد در قرن پنجم
...
جمله سازی با ابن عبدون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هشت سال عبد ابوالعلای معری رساله الغفران را که مناظرهای میان شاعری به نام ابن قارح و دیگران در بهشت و در آن از جنت مطالبی به چشم میخورد و یک اثر ادبی نسبتاً جالب محسوب میگردد؛ ولی این شیوه نگارش زنده ادبی رواج چندانی تا ظهور رساله ابنزیدون در هجاءو خودستائی و مفاخره ابن عبدون یا کتاب کمالالبلاغه قابوس ابن وشمگیر امیر طبرستان تا مقامات بدیعالزمان، انتشار و رواج قطعی نیافت مگر پس از اینکه حریری (۱۱۲۲م) فن مقالهنویسی را حیاء کرد و آنچه وی در مقامات خویش آورده از آن جلوه گراست و علم و تسلط حریری را در زبان و لغت و ظرایف نکات ادبی و صنایع لفظی و معنوی نشان میدهد..
💡 حمص (به كسر اول و سكون دوم و صاد آخر) نام شهر مشهور و بزرگى است در سوريه،ما بين دمشق و حلب، كه به خوش آب و هوا بودن شهرت دارد و در دشت وسيعى سبز و خرمقرار گرفته است. ضمنا به همين نام شهر ديگرى نيز در اندلس وجود دارد و آن شهراشبليه است كه آن را به اين نام مى خوانند و ابن عبدون در شعر خود بدان اشاره دارد: آيابه ياد دارى آن شبى را كه در سرزمين حمص و حجاز بيتوته كرديم، در حاليكه مهريهعقد ازدواجمان شراب بود؟ (137)