حاشر

مترادف‌ها

جمع‌کننده، گردآورنده

لغت نامه دهخدا

حاشر. [ ش ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از حَشْر. گردکننده. ( مهذب الاسماء ).گردآورنده. ( منتهی الارب ). ج، حاشرون. || آنکه نخست خیزد روز رستخیز یعنی پیغامبر ما صلی اﷲ علیه و آله و سلم. ( مهذب الاسماء ). آنکه نخست خیزد در روز قیامت. و آن لقب محمد صلوات اﷲ علیه است. یکی ازالقاب پیامبر صلوات اﷲ علیه، یعنی که برستاخیر نخست برخیزد. مقریزی ضمن اسماء و کنی و القاب رسول صلوات اﷲ علیه در امتاع الاسماع. ( امتاع الاسماع ج 1 ص 3 ).

فرهنگ فارسی

گرد کننده گرد آورنده

جمله سازی با حاشر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شيخ طوسى همچنين در اين مدت از محضر اساتيدى چون: ابن غضائرى، ابن شاذان متكلم،ابن حسكه قمى، حسين بن ابى محمد تلعكبرى، ابن بشرانمعدل، ابومنصور شكرى، احمد بن ابراهيم قزوينى، ابن فهام سامرى، ابوحسين صفار،ابن ابى جيد، ابن حاشر و دهها فرزانه ديگر فيض ‍ كرد.

💡 روی او خوب و رای او ثاقب ازلش خوانده حاشر و عاقب

💡 در آموزه‌های عمیق دینی، خداوند به عنوان حاشر شناخته می‌شود که در روز بزرگ قیامت، تمامی انسان‌ها را از تمام جهان‌ها گرد خواهد آورد تا برای اعمالشان بازخواست شوند.

💡 اعتقاد به صفات الهی از جمله حاشر، به مؤمنان این باور قلبی را می‌دهد که هیچ موجودی در این پهنه هستی از قلمرو عدالت پروردگار پنهان نمی‌ماند.

💡 متکلمان در بحث‌های پیچیده مربوط به معاد، نقش حیاتی خداوند به عنوان حاشر را در جمع‌آوری تمامی ارواح و اجسام برای حسابرسی نهایی بررسی می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران