لغت نامه دهخدا
شبخ. [ ش َ ] ( ع اِ ) آواز دوشیدن شیر. ( منتهی الارب ). آواز دوشیدن شیر و این کلمه مقلوب شخب است. ( از اقرب الموارد ).
شبخ. [ ش َ ] ( ع اِ ) آواز دوشیدن شیر. ( منتهی الارب ). آواز دوشیدن شیر و این کلمه مقلوب شخب است. ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سوی میدان بر، کمیتی را که صبح از نسبتش بر سواد خیل لیل از نیم شب شبخون کند
💡 گو غم شبخون آر بر آن بوالهوسی کو روی تو بیند و دل خوش خواهد
💡 عقل آدم بر جهان شبخون زند عشق او بر لامکان شبخون زند
💡 غم چو شبخون می زند، هان دوستان لشگر کنید جست و جویم گر کنید از بالش و بستر کنید
💡 بهگوش منتظران ترانهٔ غم عشقت فسانهٔ شبخون دارد آن صدا که نریزد