ابوالحسن عامری
لغت نامه دهخدا
ابوالحسن عامری. [ اَ بُل ْ ح َ س َ ن ِ م ِ ] ( اِخ ) محمدبن یوسف عامری. یکی از فلاسفه خراسان شاگرد ابوزید بلخی و معاصر ابوعلی سینا. او سفری به بغداد کرد و بازگشت و پنج سال به ری در خدمت ابن عمید بزیست آنگاه بخراسان شد وبا ابوعلی بن سینا مکاتبه پیوست چنانکه یکی از تصنیفات بوعلی جواب اسئله عامری است. و ابوالحسن را بر کتب ارسطو شروح است و از کتب اوست: الاَمد علی الابد.
فرهنگ فارسی
یکی از فلاسفه خراسان شاگرد ابو زید بلخی
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:عامری، ابوالحسن (نیشابور ح ۳۰۰ـ۳۸۱ق)
جمله سازی با ابوالحسن عامری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سفر دوم ابوالحسن عامری به بغداد، در مصاحبت ابوالفتح بنعمید، مناظرهای میان او و ابوسعید سیرافی اتفاق افتاد. وی در مجلسی که علمای بسیاری حاضر بودند آغاز سخن کرد و از ابوسعید دربارهٔ <طبیعت باء بسمالله> پرسید و ابوسعید که اهل بغداد او را شیخ الکلام میخواندند، پاسخ سوال ابوالحسن را می دهد ولی او قانع نمی شود و سخت بر ابوسعید می تازد.