قاع صفصف

لغت نامه دهخدا

قاع صفصف. [ ع ِ ص َ ص َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بیابان مستوی: فیذرها قاعاً صفصفاً لاتری فیها عوجاً و لا امتا. ( قرآن 106/20 و 107 ).
عنبر اشهب روید اگر از گیسوی او
تای یک موی ببخشند به قاع صفصف.سوزنی.نسف از فر خرامیدن تو یافت کنون
فرّ فردوس اگر بود چو قاع صفصف.سوزنی.کاروان سبزه تا از قاع صفصف کرد ارم
صف صف از مرغان روان بر کاروان افشانده اند.خاقانی.قاع صفصف دیده وصف صف سپهداران حاج
کوس رااز زیردستان زیر و دستان دیده اند.خاقانی.

فرهنگ فارسی

بیابان مستوی

جمله سازی با قاع صفصف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و سرانجام در قيامت كه حقيقت و تاءويل قرآن ظهور مى كند: (يوم ياءتى تاءويله )(1186)، جايى براى اعوجاج و كجى نيست. ازرسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم درباره سرنوشت كوهها در قيامت مى پرسيدند.خداى سبحان در پاسخ مى فرمايد: بگو خداوند آنها را در هم مى كوبد و صحنه زمين رادر ساهره قيامت به قاع صفصف (بيابان بى درخت و بوته و فاقد كوه وتل و تپه ) تبديل مى كند كه هيچ گونه عوج، ناراستى و فراز و نشيب در آن نيست و درچنين صحنه اى انسانها نداى منادى حق را بى عوج پاسخ مى دهند: و يسئلونك عنالجبال فقل ينسفها ربى نسفاَ فيذرها قاعا صفصفاَ لا ترى فيها عوجا و لا اءمتاَ يومئذيتبعون الداعى لا عوج له (1187)

تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز