لغت نامه دهخدا
شارت و شورت. [ ت ُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) اشتلم. لاف و گزاف. هارت و هورت. دعاوی باطل. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به شات و شوت شود.
شارت و شورت. [ ت ُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) اشتلم. لاف و گزاف. هارت و هورت. دعاوی باطل. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به شات و شوت شود.
(تُ ) (اِمر. ) (عا. ) داد و فریاد، غوغا و تهدید.
لاف وگزاف، دادوفریاد، هارت وهورت.
* شارت وشورت کردن: (مصدر لازم ) [عامیانه] داد وفریاد کردن و لاف زدن.
داد و فریاد راه انداختن اشتلم و هارت و هورت کردن.
(عا.)
داد و فریاد، غوغا و تهدید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لمس مى كنيد كه اين آدم چه كرد همين چند روز با ملت ايران. الان هم هيچ بعيد نمى دانم كهالان هم يك جنگ و نزاعى در كار باشد، ما اطلاع نداريم، ما آنقدرش را كه اطلاع داريم درپيشخوان مسجد شاه ريختند و آن چند تا دكانى كه آنجا بوده است آنها را بازور باز كردهاند و اما بازار تسليم نشده است در عين حاليكه بخشنامه اى از دولت منتشر شده است و بههمه بازارهاى ايران منتشر شده است كه هر كس تعطيل بكند، اين مثلا چه خواهد شد و چه خواهد شد، معذالك بازارها حتى بازار تهران كهملموس خودشان است اعتنائى به اين حرف نكردند. مردم ديگر اعتنايى به اين قاروقورهانمى كنند، به اين شارت و شورت ديگر حالا اعتنا نمى كنند، اين اعتناها سابق بود كهمردم راترساندند و مردم هم خيال مى كردند حالا مردم دارند كشته مى دهند و معذالك اعتنايىبه اين حرف ها ندارند.