لغت نامه دهخدا
دشت خاوران. [ دَ ت ِ وَ ] ( اِخ ) ولایتی است معروف از خراسان و از این جاست رونه و مهنه و نسا و ابیورد و دره گز. ( از آنندراج ). رجوع به خاوران شود.
دشت خاوران. [ دَ ت ِ وَ ] ( اِخ ) ولایتی است معروف از خراسان و از این جاست رونه و مهنه و نسا و ابیورد و دره گز. ( از آنندراج ). رجوع به خاوران شود.
ولایتی است معروف از خراسان و از این جاست:رونه و مهنه و نساو ابیورد و دره گز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اندر همه دشت خاوران سنگی نیست کش با من و روزگار من جنگی نیست
💡 هان ای دل و دیده تا به سر برنکنم خاک همه دشت خاوران از غم تو
💡 سر تا سر دشت خاوران سنگی نیست کز خون دل و دیده برو رنگی نیست
💡 سر تا سر دشت خاوران سنگی نیست کز خون دل و دیده، بر آن رنگی نیست
💡 سرتا سر دشت خاوران سنگی نیست کز خون دل و دیده بران رنگی نیست
💡 اندر همه دشت خاوران گر خاریست آغشته به خون عاشق افگاریست