بهره جو
مترادفها
استفاده کننده، بهرهبردار، مستفید کننده
متضادها
محروم، بی بهره
فرهنگستان زبان و ادب
{exploit} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] نرم افزاری که به حفره های امنیتیِ سامانه یا نرم افزارهای دیگر نفوذ و از آنها استفاده می کند
جمله سازی با بهره جو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رند و ملک یکی شمر و بهره جوی باش از بدره زر ملک و از پشیز رند