بهره جوی

لغت نامه دهخدا

بهره جوی. [ ب َ رَ / رِ ] ( نف مرکب ) سودجوی. جوینده سود. نفعطلب:
دند و ملک یکی شمر و بهره جوی باش
از بدره زر ملک و از پشیز دند.؟ ( از یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

سود جوی. جوینده سود. نفع طلب

جمله سازی با بهره جوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به هر کار کآرد درین عرصه روی نخستین از آنجا شود بهره جوی

💡 اصلان در توئیتر خود (مورخ ۱۶ آوریل و ۲۳ ماه مه ۲۰۱۲) در واکنش به رابرت اسپنسر، او را چاق و ابله خطاب می‌کند. او در رویارویی با مخالفان خود از حملات شخصی و واژگان غیرآکادمیک و تحقیرآمیز بهره جویی می‌کند.

💡 بیشتر کتابهای ارمنی که با بهره جویی از هنر نقاشی، تزیین و تفسیر شده‌اند؛ موضوعاتی مذهبی دارند که در این میان انجیلها، مجموعهٔ دعاها و سرودهای مذهبی شمار بیشتری را به خود اختصاص داده‌اند. در فن کتابت و هنر خطاطی و نقاشی مینیاتور ارمنی باید درسالهای آغازین سده دوازدهم میلادی در تمدن کیلیکیه جستجو کرد.

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز