فرهنگ عمید
بدعمل، بدکار، بدکردار.
بدعمل، بدکار، بدکردار.
( صفت ) ۱ - بد عمل بد کردار بد فعل. ۲ - گزند رسان موذی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رو ای دل بیچاره با تیغ و کفن پیشش کی پیش رود با او بدفعلی و طراری
💡 که آن نامه بدرّید و مرا راند ترا بدفعل و شوم و باد سر خواند
💡 یکی ز جمله کردارهای نیک منست که آن سگ بد بدفعل را بیازارم
💡 چنان ترسانست اینجا عقل بدفعل نیاساید دمی از قال و از قل
💡 نه نیک زیستی اندر جوانی ای بدفعل ز کردهای بد خویش شرمسار بمیر