بدله

لغت نامه دهخدا

( بدلة ) بدلة. [ ب ُ ل َ ] ( ع اِ ) لباده بلندی که کشیش در موقع نماز روی لباس می پوشد. ( از دزی ج 1 ص 58 ). و رجوع به ماده بعد شود.
بدلة. [ ب َ ل َ ] ( ع اِ ) جامه. لباس. ( دزی ج 1 ص 58 ). و رجوع به دزی شود.
بدله. [ ب ِ ل َه ْ ] ( اِ ) درختی که هرگز بار ندهد. || درختی که تنها برای سوزاندن باشد. || لباس هرروزه. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مواد قبل شود.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی بَدَّلَهُ: آن را تبدیل کرد -آن را عوض کرد
معنی بَدِّلْهُ: آن را تبدیل کن -آن را عوض کن
ریشه کلمه:
بدل (۴۴ بار)ه (۳۵۷۶ بار)

جمله سازی با بدله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باز خواهى پرسيد: كه جا داشت بفرمايد: (فمن بدله بعد ما سمعه، فانما اثمه عليهم) و حاجت نبود دوباره نام تبديل كنندگان را ببرد، در پاسخ ميگوئيم: نكته اين كهضمير نياورد و اسم ظاهر آنرا آورد، خواست تا بعلت گناه يعنىتبديل وصيت بمعروف اشاره كرده باشد تا بتواند آيه بعدى را بر آن تفريع نموده،بفرمايد: (پس اگر كسى از موصى بترسد) الخ.

💡 آيات (15) تا (17): و اذا تتلى عليهم اياتنا بينت قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقران غير هذا او بدله...

💡 و با اين توجيه يك نكته ديگر روشن مى شود و آن اين است كه (وصيت ) را به وصف(يوصى بها) توصيف كرد و وجهش اين است كه خواست تاءكيد را برساند و اينتوصيف علاوه بر تاءكيد خالى از اين اشعار هم نيست كه ورثه بايد رعايت احترام ميت رابكنند و به وصيتى كه كرده عمل نمايند، همچنانكه در آيه سوره بقره كه گذشت دنبالشبه اين نكته تصريح نموده و فرمود: (فمن بدله بعد ما سمعه فانما اثمه على الّذينيبدلونه ).

💡 لباس یا بدله (اشاره به سوتین، کمربند و دامن) رقصندگان شرقی مصری نیز به عنوان محبوب‌ترین سبک تمایز داشته‌است. با این حال، مد در طول سال‌ها با کمک برخی از تأثیرات خارجی تغییر کرده‌است.