تخرج

مترادف‌ها

فارغ‌التحصیلی، دانش‌آموختگی

لغت نامه دهخدا

تخرج. [ ت َ خ َرْ رُ ] ( ع مص ) به علم رسیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). به علم رسیدن و ادب یافتن. ( آنندراج ). فرا راه افتادن در علم و ادب و برساخته شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تدرب در علم و تعلم آن. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ): تخرج علیه فی الفقه خلق کثیر. ( اقرب الموارد ). رجوع به تخریج شود.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی تُخْرِجُ: خارج می کنی
معنی تُخْرِجَ: که خارج کنی
معنی تَخْرُجْ: تا خارج شود(مؤنث)
معنی تَخْرُجُ: خارج می شود (مؤنث)
معنی تَخْرُجَ إِلَیْهِمْ: که به سویشان در آیی
ریشه کلمه:
خرج (۱۸۲ بار)

جمله سازی با تخرج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 3 علاقه به وطن، يك حقّ فطرى و طبيعى است و سلب اين حقّ، ظلم آشكار است. (ولا تخرجون اءنفسكم من دياركم )

💡 و عن ابی سعید الخدری انّ رجلا قال یا رسول اللَّه ما طوبی؟ قال شجرة فی الجنّة مسیرة مائة سنة ثیاب اهل الجنّة تخرج من اکمامها.

💡 و نيز فرموده: (كبرت كلمه تخرج من افواههم ) و نيز فرموده: (كبر على المشركينما تدعوهم اليه ).

💡 2 - يـد بيضاء يا درخشيدن دست موسى (عليه السلام ) همچون يك منبع نور (و اضمم يدكالى جناحك تخرج بيضاء من غير سوء آية اخرى ) (طه 22).

💡 «تَخْرُجْ بَیْضاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ» یعنی تخرج و لها نور و شعاع کشعاع الشمس من غیر مرض و لا برص، «آیَةً أُخْری‌» یعنی هذه آیة اخری لنبوّتک سوی آیة العصا. و انتصابها علی الحال.

💡 در علوم قرآنی، تخرج به معنای استخراج و استنباط احکام از آیات است که نیاز به دانش بسیار عمیق و تسلط بر زبان عربی دارد.

💡 او پس از سال‌ها مطالعه و تحقیق در متون کلاسیک، توانست به نتایج جدیدی در زمینه تخرج احکام فقهی از منابع اولیه دست یابد.

💡 فرآیند تخرج در متون قدیمی، نیازمند دقت بسیار زیاد در بررسی سیاق جملات و معانی لغوی کلمات برای جلوگیری از تفسیرهای نادرست است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران