واژه «بکند» یکی از شکلهای فعلی در زبان فارسی است که از مصدر «کردن» ساخته شده و برای بیان انجام شدن یک کار در حالت احتمالی، خواسته یا امکان به کار میرود. این واژه معمولاً زمانی استفاده میشود که بخواهیم درباره کاری صحبت کنیم که ممکن است در حال حاضر یا آینده انجام شود یا از کسی خواسته شود آن را انجام دهد. زمانی که گفته میشود «او کارش را بکند»، منظور این است که آن شخص عمل مورد نظر را انجام دهد یا آن را به سرانجام برساند. در بسیاری از جملات، این کلمه نشاندهنده حالت آرزو، دعا، امید یا درخواست نیز هست، مانند «خدا کند که او موفق شود و کارش را بکند» که در آن نوعی امید به انجام شدن یک امر بیان میشود. این فعل در زبان فارسی کاربرد گستردهای در ترکیبات فعلی دارد و میتواند بخشی از فعل مرکب نیز باشد، مانند «بیان بکند» که همان معنای «بیان کند» را میرساند. در متون ادبی و شعر فارسی نیز این کلمه برای بیان تأثیرگذاری، قدرت انجام کار یا تحقق یک اثر به کار رفته است، به گونهای که نشان میدهد یک عمل میتواند نتیجهای مهم و قابل توجه ایجاد کند. در این کاربردها، فعل بیشتر بار معنایی و تأکیدی دارد و صرفاً بیان یک کار ساده نیست، بلکه به قدرت و اثر آن اشاره میکند. از نظر دستوری، این واژه شکل التزامی فعل است و نشان میدهد که وقوع عمل قطعی نیست، بلکه وابسته به شرایط، خواسته یا احتمال است. این واژه یکی از پرکاربردترین صورتهای فعلی در زبان فارسی است که هم در گفتار روزمره و هم در متون رسمی و ادبی استفاده میشود. به طور کلی، این کلمه به معنای انجام دادن کاری در حالت احتمالی، دستوری یا آرزویی است و نقش مهمی در بیان مفاهیم کنشی و ارتباطی در زبان فارسی دارد.
بکند
فرهنگ عمید
نان: محنت سوب و بکند او که از بیخم فکند / طبع موزونم همی ز اندیشه ناموزون کنند (انوری: ۶۲۶ ).
جمله سازی با بکند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از ۲ دهه داوری و قضاوت، دادگاه سوئیس در سال ۲۰۱۶ حکم داد که اسرائیل برای توقیف این خط لوله، بیش از یک میلیارد دلار به ایران باید پرداخت بکند.
💡 گر بکند کام خویش تنگ به حیلتگری باشد از امکان برون تاختنش بر مکان
💡 گنج ها جستهام از فیض خرابی ای کاش آن که کردهست خرابم، بکند تعمیرم
💡 سعدیا گر بکند سیل فنا خانهٔ عمر دل قوی دار که بنیاد بقا محکم از اوست
💡 اگر تند بادی بوزد و از شاخه درخت، ترنج نارس و کالی را بکند و بر زمین بافکند آیا آن باد را ستمکاره باید دانست یا دادگر خواند؟ هنرمند باید گفت یا بی هنر باید خطاب کرد؟