لغت نامه دهخدا
اسکالیژر. [ اِ ژِ ] ( اِخ ) ژول سزار. عالم لغت و طبیب ایطالیائی، مولد پادو. یکی از بزرگترین فضلای عهد رنسانس. او راست: پوئتیک که مشهور است. ( 1484 - 1558 م. ). || پسر او، ژُزِف، لغوی، پرُتِسْتان، مولد آژِن است. ( 1540 - 1609 م. ).
اسکالیژر. [ اِ ژِ ] ( اِخ ) ژول سزار. عالم لغت و طبیب ایطالیائی، مولد پادو. یکی از بزرگترین فضلای عهد رنسانس. او راست: پوئتیک که مشهور است. ( 1484 - 1558 م. ). || پسر او، ژُزِف، لغوی، پرُتِسْتان، مولد آژِن است. ( 1540 - 1609 م. ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پدرش ژولیوس سزار اسکالیگر[و ۲] فیلولوگ مشهور و مادرش آندیت دو رک-لوبژاک[و ۳] بود. ژوزف اسکالیژر دهمین فرزند و سومین پسر خانواده بود. در دوازده سالگی به همراه دو برادر کوچکترش به کالج گوین[و ۴] در شهر بوردو فرستاده شد تا در سال ۱۵۵۵ به دلیل شیوع بیماری طاعون بنزد پدر و مادر خود بازگشتند. وی پس از آن تا زمان مرگ پدرش منشی و نویسنده مورد اعتماد وی بود.
💡 اسکالیژر که تحت حمایت دوستانه خانواده دو شاستینیه و به همراه لویی دو شستینیه به فرانسه، آلمان، ایتالیا و اسکاتلند سفر کرده بود و در سال ۱۵۶۲ با کالوینیسم آشنا شده و به آن گرویده بود در نهایت آموزگار همین خانواده نوبل در جنوب تورن بخصوص در قلعه پرویلی[و ۱۲]، قلعه این خانواده نوبل شد.
💡 در بازگشت به فرانسه اسکالیژر سه سال دیگر در خانه دو شستینیه سکنی گزید تا در ۱۵۷۰ دعوت ژاک کوژاس[و ۱۰] را برای تحصیل حقوق در محضر یکی از بزرگترین حقوقدانهای آن دوره فرانسه به ولانس[و ۱۱] پذیرفت و مدت سه سال را در آنجا سپری کرد.
💡 اسکالیژر همچنین موفق به بازسازی روزشمار ازبین رفته اوزهبیوس[و ۱۵] ییکی از باارزشترین کتابهای تاریخ باستان شد و در آن تمام آثار باقیمانده در یونانی و لاتین را جمعآوری، ترمیم و از نظر گاهنگاری مرتب نمود و آن را در سال ۱۶۰۲ بنام تزائوروس تمپوروم[و ۱۶] به چاپ رساند. وی کار بر روی این اثر را تا پایان عمرش ادامه داد.
💡 تاثیرگزارترین آموزگارش ژان دورا[و ۶] به او پیشنهاد همفسری لویی دو شَستِینیِه[و ۷] را میدهد. ایندو که بعدها دوستی و رابطه بسیار نزدیکی باهم پیدا کردند در سال ۱۵۶۳ به رم سفر کرده و در آنجا ملاقاتی با مارک-آنتوان موره[و ۸] داشتند. موره که استعداد اسکالیژر جوان را دریافته بود او را با چندین اندیشمند آن شهر آشنا کرد.