بخر. [ ب ِ خ َ ] ( ص مرکب ) خریدار. طالب. خرنده. در تداول عامه گویند: تو بِخَرِ این خانه نیستی.
بخر. [ ب َ ] ( ع مص ) بخار برآوردن دیگ. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
- بنات بخر؛ بنات بحر. ابرهای سپید تنک که اول تابستان آید. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). و رجوع به بحر و بنات بحر شود.
بخر. [ ب َ خ َ ] ( ع اِمص ) گندگی دهان و جز آن. ( منتهی الارب ). گندگی دهان و جز آن که بفارسی بیاستو و پیاستو و غشاک گویند. ( ناظم الاطباء ).
بخر. [ ب َ خ َ ] ( ع مص ) گَنده دهن گردیدن و بدبو شدن دهان. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).
بخر. [ ب َ خ ِ ] ( ع ص، اِ ) بوی تند. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). گند دهن و هرچیزی که رایحه آن تند باشد. ( فرهنگ نظام ) ( مهذب الاسماء ).
بوی تند گند دهن و هر چیزی که رایحه آن تند باشد.
[ویکی فقه] بخر به معنای بوی بد دهان است. در بعضی کلمات، «بخر» بر بوی بد فرج زن نیز اطلاق گردیده و به آن در باب تجارت اشاره شده است.
منشأ بوی بد دهان، گاه وجود باقی مانده ی غذای لای دندان و زردی آن است و گاه، بیمار ی ناشی از معده است. موضوع سخن در این مقاله، جهت دوم است.
بوی بد دهان در غلام و کنیز
۱) بوی بد دهان در غلام و کنیز، از عیوب شمرده شده و برای خریدار- در صورت جهل به آن هنگام معامله- موجب ثبوت خیار می گردد. ۲) برخی عیب بودن آن را منوط به عدم قابلیت درمان دانسته اند. ۳)برخی دیگر، آن را تنها در کنیز عیب شمرده اند؛ لیکن وجود بخر را در غلام به سبب خروج وی از حالت طبیعی انسان، موجب ثبوت خیار دانسته اند. ۴)بعضی فقها مطلقا آن را عیب نشمرده اند. ۵) بعضی دیگر، عرف را معیار قرار داده و گفته اند: اگر به نظر عرف، عیب شمرده شود موجب ثبوت خیار است.
بوی بد در فرج کنیز
برخی گفته اند: با وجود بوی بد در فرج کنیز، خریدار می تواند معامله را برهم زند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خوردن غلات مبتلا به این قارچ به بیماری میانجامد که بخر از نشانههایش اینها هستند: قرمز و تاولی شدن پوست، سوزش، گرفتگی ماهیچهها، دردهای شدید در ناحیه شکم، تشنج، توهم و جنون، قانقاریا. بیشتر گرفتاران به این بیماری حیوانات و انسانهای مستمند در اسپانیا، فرانسه و روسیه بودند.
💡 جبران نوردهی فقط در بخری از حالتهای دوربین کاربرد دارد اعم از حالت برنامه، حالت تقدم شاتر و حالت تقدم دیافراگم.
💡 یک زن ارمنی با صورت و قیافهٔ مردگان به من نزدیک شد و به زبان فرانسه گفت: «تو را بهخدا این دو نگین الماس را از من بخر و در عوض قدری خوراکی به ما بده که بچههایم از گرسنگی دارند هلاک میشوند». باور بفرمائید که الماسها را نگرفتم و قدری خوراک به او دادم. خوراک خودمان هم کمکم ته کشیده بود و چون هنوز روزها مانده بود که به حلب برسیم دچار دستتنگی شده بودیم.
💡 امام حسن: (نه، وقتى كه به منزگاه بعدى رسيديم، سياه پوستى نزد تو آيد وروغنى همراه دارد، تو آن روغن را او بخر چانه نزن ).
💡 بخر ز دکهٔ عقل آنچه روح میطلبد هزار سود نهان اندرین خریداریست
💡 تو بخر مدحکه از بیم عطا آن دگران نام شعر و شعرا نیک ندارند بفال