باریز

مترادف‌ها

آشکار، نمایان، روشن، عیان

لغت نامه دهخدا

باریز. ( اِ ) پاریز. پاییز، بمعنی خزان. ( آنندراج ). پاییز و فصل پاییز. ( ناظم الاطباء ). پاییز. ( دِمزن ). رجوع به پاییز شود. || در لهجه کرمانیان خورجین بزرگی که از پنبه یا پشم یا موی بافند و چون بر پشت ستور و بیشتر خر بگسترند دو کیسه مانند هر یک بر یک جانب ستورافتد و در آن سنگ و آجر و کوت و هم سبزی و هندوانه و خربزه و کدو کنند، و آنرا در طهران گاله خوانند.

فرهنگ فارسی

بمعنی پاییز خزان

فرهنگ اسم ها

اسم: باریز (دختر) (کردی)
معنی: میوةایی که ‏به ‏وسیله ‏باد از درخت کندة می‏شود ( نگارش کردی

دانشنامه عمومی

باریز (بندرعباس). باریز، روستایی در دهستان قلعه قاضی بخش قلعه قاضی شهرستان بندرعباس در استان هرمزگان ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۲۱۵ نفر ( ۴۶ خانوار ) بوده است.

جمله سازی با باریز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 باریز روستایی در دهستان تمین بخش لادیز شهرستان میرجاوه استان سیستان و بلوچستان ایران است.

💡 مشکلات اقتصادی و اجتماعی که در سال‌های اخیر در منطقه احساس می‌شود، به شکلی بسیار باریز و آشکار بر کیفیت زندگی مردم تاثیر گذاشته است.

💡 تفاوت میان نظریات دو دانشمند در این حوزه پژوهشی، به شکلی باریز در نتایج نهایی آزمایش‌ها و تحلیل‌های آماری آن‌ها مشاهده و اثبات شد.

💡 اگر به بافت معماری قدیمی این شهر دقت کنید، تمایل به استفاده از الگوهای هندسی سنتی را به صورت بسیار باریز می‌بینید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران