لغت نامه دهخدا
بدبیاری. [ ب َ بیا ] ( حامص مرکب ) در تداول عامه، بداقبالی پیاپی. با حوادث بد و شوم روبرو شدن. بدبختی. مقابل خوش بیاری و خوشبختی. ( یادداشت مؤلف ).
بدبیاری. [ ب َ بیا ] ( حامص مرکب ) در تداول عامه، بداقبالی پیاپی. با حوادث بد و شوم روبرو شدن. بدبختی. مقابل خوش بیاری و خوشبختی. ( یادداشت مؤلف ).
در تداول عامه بد اقبالی پیاپی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سه مسافر در طول ادامه مسیر، مجموعهای از ماجراجوییها و بدبیاریها را متحمل میشوند، از جمله بیرون انداختن جسد سگی از پنجره، مسمومیت با گاز، و انجام محاسباتی که آنها را برای مدت کوتاهی به این باور میرساند که قرار است به زمین سقوط کنند. در اواخر سفر، مشخص میشود که نیروی گرانشی برخورد قبلی آنها با سیارک باعث انحراف پرتابه از مسیرش شدهاست.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به آهنگ شیرین، بدبیاریهای سوفی، ۱۲۰ تپش در دقیقه، زندگی دوگانه، و اوه مرسی! اشاره کرد.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است، میتوان به آدمکشان میدسامر، بدبیاری و ساعت برنارد اشاره کرد.