جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اين سوره پيرامون مساءله توحيد و تنزيه خداى تعالى از هر شريكى كه تصور شودمى باشد، و با اينكه در اين مورد بحث مى كند، اما مساءله تسبيح خدا را بر مساءله حمد وثناى او غلبه داده، و بيشتر به قسم دوم پرداخته است، همچنان كه ابتداى آن را با جمله(سبحان الّذى اءسرى بعبده...) شروع كرده و درخلال سوره هم پى در پى تسبيح او را تكرار نموده، يك جا فرموده: (سبحانّه و تعالىعما يقولون )، و جايى ديگر فرموده: (قل سبحان ربّى ) و يا فرموده: (و يقولونسبحان ربّنا...)، و حتى در آيه اى كه سوره به آن ختم مى شود نيز معناى تسبيح خداىرا متذكر گرديده و او را بر تنزّهش از داشتن شريك و ولى و اتخاذ فرزند ستوده وفرموده است: (و قل الحمد للّه الّذى لم يتّخذ ولدا و لم يكن له شريك فى الملك و لم يكنله ولىّ من الذّلّ و كبّرة تكبيرا).
💡 ديگر: غايت ظهور و بروز داشتن آن است. مثلا خفاش در شب مى بيند و در روز نمى بيند، امانه از آن جهت كه روز يك چيز مخفى و پوشيده است، بلكه از جهت شدت ظهور آن است(92). زيرا چشم خفاش ضعيف بوده و نور خورشيد به هنگام تابش خود بر آن غلبه مىكند. پس دو عامل يكى شدت نور و ظهور خورشيد و ديگر ضعف بصر خفاش مانع ديده شدنخورشيد گشته است. از اين رو خفاش روزها چيزى را نمى بيند تا آنكه تاريكى با نوردر آميزد و از ظهور نور كاسته گردد.