زعیر
مترادفها
فریاد، ضجه، نعره
لغت نامه دهخدا
زعیر. [ زَ ] ( اِ ) در مجمع الفرس سروری بمعنی تخم کتان نوشته اند و آن دانه ای باشد که روغن از آن گیرند و به این معنی در فرهنگ جهانگیری باغین نقطه دار آمده است. ( برهان ). تخم کتان که از او روغن چراغ گیرند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ):
هر دل که ز رشک در زحیر است
در زیر جواز چون زعیر است.راجی ( از آنندراج ).رجوع به زغیر شود.
فرهنگ فارسی
در مجمع الفرس سروری بمعنی تخم کتان نوشته اند و آن دانه ای باشد که روغن از آن گیرند تخم کتان که از آن روغن کتان گیرند.
جمله سازی با زعیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تیفلت (به فرانسوی: Tifelt) در مراکش است که در رباط سلا زمور زعیر واقع شدهاست.
💡 رباط سلا زمور زعیر (به عربی: الرباط سلا زمور زعیر، به آمازیغی: Rbat-Sla-Zmmur-Zâir) یکی از منطقههای مراکش بود که در شمال غربی این کشور قرار داشته و ۹٬۵۸۰ کیلومتر مربع مساحت داشت. جمعیت این منطقه در سال ۲۰۰۴ برابر با ۲٬۳۶۶٬۴۹۴ نفر بوده است. رباط، پایتخت مراکش، مرکز این استان بود.
💡 منطقه رباط سلا زمور زعیر از بخشها و شهرستانهای زیر تشکیل میشده: