جای قرار

لغت نامه دهخدا

جای قرار. [ ی ِ ق َ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) جای ِ باش. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

جای باش

جمله سازی با جای قرار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با آتش عشق تو، کجا جای قرار است با این دل دیوانه، کرا برگ صبوری است

💡 غیر از در میخانه که ماوای (سحاب) است از حادثه ی چرخ کجا جای قرار است

💡 کسب رفعت می نمود از مقدم ما آسمان چون به عالی درگهش جای قراری داشتیم

💡 ساختمان پنکه دیواری مشابه پنکه رومیزی است، با این تفاوت که به جای قرار گرفتن روی میز یا زمین، روی دیوار نصب می‌شود و از این نظر که در دسترس کودکان نیست و خطر برخورد با آن کمتر است مزیت دارد. این پنکه مجهز به دستگاه کنترل از راه دورند.

💡 از سایۀ تو هر که جدا شد چو آفتاب یک ذرّه بر زمینش جای قرار نیست

💡 خامش کن و بگزین تو یکی جای قراری کان جا که گزینی ملک آن جات نشاند

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز