تترس

لغت نامه دهخدا

تترس. [ ت َ ت َرْ رُ ] ( ع مص ) سپردار شدن. ( زوزنی ) ( دهار ) ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). تتریس؛ سپر پیش داشتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ): تسترت بک من الحدثان و تترست من نبال الزمان. ( اقرب الموارد ). رجوع به تتریس شود.

جمله سازی با تترس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شايد تحريكات معاويه در خرابكارى خوارج مؤ ثر بوده و بنابراين آن روز هم معاويه ويا دست كم امثال اشعث بن قيس، عناصر خرابكار و ناراحت، به خوارج تترس كردهبودند.

حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز