بسترم

لغت نامه دهخدا

بسترم. [ ب ُ ت ُ ] ( اِ ) بشترم. جوشش و دمیدگی اعضا باشد. ( رشیدی ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به بشترم شود.

فرهنگ عمید

= بشترم

جمله سازی با بسترم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بسترم علیا، روستایی در دهستان حنا بخش حنا شهرستان بختگان در استان فارس ایران است.

💡 گر من به کویت بگذرم بر آب و آتش بسترم ترسم ز خصمت چون پرم گیتی بود بر من قفس

💡 مرا هر شب تب هجران آن بدخو بسوزاند به هر پهلو که گردم بسترم پهلو بسوزاند

💡 از فروغ آتش دل وز سرشک آب چشم هر شبی در بسترم برق است و بر بالین مطر

💡 در خیالم بسکه شب هر دم به رنگی آمدی می توان صد رنگ گل رفتن ز روی بسترم

💡 بسترم چشمه انجیر، روستایی در دهستان حنا بخش حنا شهرستان بختگان در استان فارس ایران است.

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز