بد عادت
مترادفها
عادت بد
متضادها
عادت خوب
فرهنگ عمید
آن که به کاری یا چیزی بد، خو گرفته باشد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه عادت بد داشته باشد.
جمله سازی با بد عادت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاه هم بر خوی خود گفتش هزار چون چنین بد عادت آن شهریار
💡 این چه بد عادتی و بد مهریست کانچه گویی بدان وفا نکنی