خو گرفته

لغت نامه دهخدا

خوگرفته. [ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) عادت شده. معتاد. آموخته شده. اعتیاد پیدا کرده. ( از ناظم الاطباء ) ( یادداشت مؤلف ). || مأنوس. الفت گرفته. انس یافته. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

عادت شده معتاد

جمله سازی با خو گرفته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ولى كافر از آن فطرت اصلى منحرف شده، و وضعى به خو گرفته كه فطرتانسانى، آن را پاك و خوشايند نمى داند، و به زودى صاحبش به كيفر اعمالش معذب مىشود.

💡 دور از تو خو گرفته هلالی به کنج غم او را به گشت باغ و تماشا چه احتیاج؟

💡 آنها بر اثر جهل و تعصب ساليان دراز آنچنان به شرك و بت پرستى خو گرفته اند ودر اعماق وجودشان حلول كرده كه دعوت به توحيد مايه وحشت آنها است، بعلاوه در شركمنافع نامشروع سران مشركان محفوظ است، در حالى كه

💡 چنان به کنج قفس خو گرفته‌ام که دگر به یاد خاطر من آنچه نیست پروازست

💡 دلا رسیده به جایی کمند ناله ما که خو گرفته به مجنون و شان غزاله ما

💡 بعضی دلفین‌های خال‌دار، به ویژه آن‌هایی که در آب‌های باهاما هستند، به ارتباط با انسان‌ها خو گرفته‌اند. در این مناطق گشت‌های تفریحی با کشتی برای دیدن دلفین‌ها یا حتا شنا با آن‌ها رایج است.

کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز