برجان. [ ب ُ ] ( اِ ) ( حساب... )( اصطلاح ریاضی ) مجموع عدد مضروب و مضروب فیه مثلا سه را در سه ضرب کنند حاصل نه میشود پس سه را جذر و نه را جداء و جمله آنرا برجان گویند. ( ناظم الاطباء ).
برجان. [ ب ُ ] ( اِخ ) صنفی از روم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
برجان. [ ب ُ ] ( اِخ ) نام دزدی است که به وی مثل زنند: اسرق من برجان.
جمهوری کمونیستی از کشور های شبه جزره بالکان که مساحت آن ۱۱٠/۹۲۷ کیلو متر مربع و ۸۸۱٠٠٠٠ تن جمعیت دارد. پایتخت آن صوفیه میباشد. شهرهای عمده پلودیو وارنا روسه کشوریست غله خیز و دارای انگور و توتون و گل. مراتع وسیع و منابع زغال سنگ و لینییت و سرب و غیره. بلغار ها از نژاد اسلاو می باشند که در قرن هفتم هجری در آن سرزمین مسکن گزیدند و در قرن دهم با آیین مسیح گرویدند.
نام دزدی است که بوی مثل زنند اسرق من برجان.
برجان ( به لاتین: Bərcan ) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان یاردیملی واقع شده است. برجان ۷۸۶ نفر جمعیت دارد.
نام برجان برگرفته از نام شهر باستانی برزند در ناحیه مغان است و به معنی مکان و جایگاه مرتفع و بلند است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يكى ديگر از مجوزات تيمم ترس از دزد يا درنده است يعنى اگر بخواند به آب برسدترس يكى از اين دو را دارد و يا مى ترسد مالش تلف شود و يا بجهاتى ديگر ترسضرر برجان يا عرض يا مال معتدبه خود دارد بشرطى كه ترسش منشائى عقلائى داشتهباشد.
💡 جان شد قبول جانان شکرش نهاده برجان یک جان چه باشد ای جان، صد جان به او سپاریم
💡 چون بید و مه لرزان، برجان آنکسی کو چون سرو بود سرکش، چون غنچه بود پردل
💡 تا توانى مى گريز از يار بد يار بد، بدتر بود از مار بدمار بد تنها ترا برجان زند يار بد بر جان و بر ايمان زندپسر نوح بابدان بنشست خاندان نبوتش گم شدسگ اصحاب كهف روزى چند پى نيكان گرفت و مردم شد
💡 پیکان عشق جانان تا پر نشسته برجان هرگز چنین خدنگی ننشسته بر نشانی