بالمثل

بالمثل، واژه‌ای مرکب است که از سه بخش تشکیل شده: ب، ال و مثل. این واژه به معنای در همان راستا یا به عنوان مثال به کار می‌رود. همچنین می‌توان به واژه مثل نیز اشاره کرد. به طور کلی، بالمثل نشان‌دهنده ارتباط و شباهت بین دو یا چند مورد است و می‌تواند در توضیح یا تشریح موضوعات مختلف به کار گرفته شود. استفاده از این واژه در مکالمات و نوشتارها به ما کمک می‌کند تا ایده‌ها و مثال‌ها را به شکلی روشن‌تر و قابل فهم‌تر بیان کنیم و در نتیجه، ارتباط بهتری با مخاطب برقرار کنیم.

مترادف‌ها

به همین ترتیب، به همین صورت، به طور مشابه

متضادها

برخلاف، برعکس

لغت نامه دهخدا

بالمثل.[ بِل ْ م َ ث َ ] ( ع ق مرکب ) ( از: ب + ال + مثل ) فی المثل. مثلاً. اینطور. بطور مثال. و رجوع به مثل شود.

جمله سازی با بالمثل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گر زاهد خشک بالمثل تر بودی صد گونه خلل به حکمت اندر بودی

💡 سواد آن دل سنگین در آب چشم من پیدا چنان کز ژرف دریا بالمثل کهسار... به

💡 نعره ی شوقش رسیدی بر سپهر از زنده رود گر صفاهان بالمثل امروز بودی جای یزد

💡 در پرونده حقوقی مذکور، دادگاه حکم صادر کرد که اگر متهم به جرم بازداری شود، باید بالمثل در مورد زیان‌های وارده به شاکی نیز جبران خسارت صورت گیرد.

💡 او با دیدن مهربانی بی‌دریغ همسایه‌اش، تصمیم گرفت بالمثل با او برخورد کند و در تمام کارهای سخت زندگی روزمره به او کمک‌های فراوان و بی‌منت نماید.

💡 اگر در یک قرارداد تجاری حق یک طرف رعایت شود، بالمثل باید تمام حقوق و امتیازات طرف مقابل نیز طبق بندهای مشخص شده در متن قرارداد تضمین گردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران