تت. [ ت ِ ] ( اِخ ) ( عید... ) یکی از مراسم مذهبی است که بوسیله مردم «آنام » رسمیت یافت. این عید در اولین روز سال چینیان ( بین بیستم ژانویه و نوزدهم فوریه ) برگزار میگردد.
تت. [ ت ِ ] ( اِخ ) شط کوچکی است در جنوب فرانسه که از پیرنه شرقی سرچشمه گرفته وارد دریای مدیترانه میشود و صد و بیست هزار گز طول دارد.
تت. [ ت ُ ] ( اِخ ) مرکز بخشی در شهرستان «دیپ » است که در ایالت «سن مارتیم » و بر کنار راه آهن «رون » به «دیپ » واقع است و 720 تن سکنه دارد.
( صفت ) لمه ایست که برای راندن سگ گویند.
مرکز بخشی در ناحیه دیپ است که در ولایت ین مارتیم و بر کنار راه آهن رون به دیپ واقع است.
تت (مجارستان). تِت ( به مجاری: Tét ) یک سکونتگاه مسکونی در مجارستان است که در دیور - موشون - شوپرون واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با توجه به ارتباط بین گرهها و قدرت جادویی، ایزیس نمادی از تیت یا تت بودهاست. او در دست راست خود، خون خویش را حمل میکردهاست و در دست دیگر خود اسلحهای داشتهاست. نماد اسلحه رو به پائین بودهاست که نشان دهنده روز زنده شدن مردگان میباشد و در دست دیگر خون معنایی نامعلوم دارد. اما تیت طلسمی برای مرگان میباشد. این طلسم اغلب با چوب قرمز، سنگ، شیشه ساخته میشدهاست.
💡 فرشتگان بار ديگر عمل نيك بنده اى را كه از صدقه و نماز خود مسرور و شادمان است،تا آسمان سوم بالا مى برند ناگهان ملك سومين آسمان بانگ بردارد بايستيد و اينعمل را به صورت و پشت صاحبش كوبيد كه من ملك كبر و تكبر هستم اين بنده ازعمل خود به كبر و تكبر افتاده تت، و در محافل به آن فخر و تكبر فروخته تت،پروردگارم فرمان داده تت كه عملى از اين گونه را اجازه عبور از خويش ندهم.
💡 نگارههای آرامگاهی در جیزه به احتمال زیاد برای او ساخته شده بوده ولی برای دخترش خمررنبتی دوم تمام شده، اطلاعات زیادی درباره او به همراه داشتهاند. او در نوشتههای این آرامگاه با نامهایی چون بزرگ ستایششدگان، بزرگِ عصای پادشاهی حتپ، او که هوروس و ست را میبیند، مادر شاه دوگانه، دختر خدایگان، کاهن تت، کاهن چازپف، و همسر شاه و معشوقهاش خوانده شده است.