لغت نامه دهخدا
بالتازار. ( اِخ ) از سلاطین معروف بابل و فرزند نبوکدنصر، در سال 554 ق.م. به سلطنت بابل رسید. پس از فوت بخت النصر ( 561 ق.م. ) در مدت شش سال سه تن سلطنت کردند، تا سرانجام در حدود 555ق. م. روحانیان بابل شخصی نبونید نام را به تخت نشاندند و چون او نمی توانست به امور مملکتی بپردازد ازاین رو زمام امور را به دست پسرش بالتازار سپردند. نام این شاه در تورات بَلتشَصَّر نوشته شده و برخی بالشزر نوشته اند. در کتاب دانیال باب پنجم شرحی در باب تسخیر بابل بدینسان آمده است: بلتشصر پادشاه، ضیافت عظیمی برای هزار نفر از امرای خود برپاداشت و وقتی که از کیف شراب سرخوش بودفرمود ظروف طلا و نقره راکه جدش نبوکدنصر از اورشلیم به بابل آورده بود بیاورند، تا پادشاه و همسرانش و زوجه ها و متعه هایش از آنها شراب بنوشند. در همان ساعت انگشتهای دست انسانی بیرون آمد، در برابر شمعدان بر گچ دیوار قصر پادشاه خطوطی نوشت و پادشاه کف دست را که می نوشت، دید. آنگاه متغیر شد و گفت منجمان را احضار کنند ولی کسی نتوانست نوشته را بخواند،... پس دانیال نبی را خواست تا آن را تفسیر کند دانیال گفت تفسیر کلمات «منامنا ثقیل و فرسین » اینست که: «منا، خدا سلطنت تو را شمرده و آنرا به انتها رسانیده، ثقیل، در میزان سنجیده شده و ناقص درآمده. فرس، سلطنت تقسیم گشته و به مادیها و پارسیان رسیده، طولی نکشید که بلتشصر کشته شد. یعنی کورش شهر را گرفت و او در جنگی با سردار کورش کشته شد. تسخیر بابل را در ماه نوامبر 539 ق. م. نوشته اند. ( از ایران باستان پیرنیا ج 1 ص 392 ). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی و ذوالقرنین یاکوروش کبیر ترجمه باستانی پاریزی ص 23 و 26 و 27 و 33 و 69 و 71 و کورش کبیر ترجمه دکتر هدایتی شود.