رسانیده
مترادفها
ابلاغ شده، منتقل شده، رسانده شده
متضادها
دریافت شده، پنهان شده
لغت نامه دهخدا
رسانیده. [ رَ / رِ دَ / دِ ] ( ن مف ) رسانده. متصل شده. اتصال داده شده. الحاق شده. رجوع به رسانیدن و رساندن و رسانده شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - متصل شده. ۲ - انتقال داده ۳ - حمل کرده. ۴ - ابلاغ شده.
رسانده متصل شده اتصال داده شده
جمله سازی با رسانیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۲۲ ژوئیهٔ ۲۰۰۴، سازمان ملل متحد سطح هشدار خود برای نوار غزه را افزایش داده و به «مرحلهٔ چهار» رسانیده (یک سطح پایینتر از آخرین مرحله یعنی مرحلهٔ پنج) و تصمیم گفت کلیهٔ کارکنان خارجی غیر ضرور را از نوار غزه خارج سازد.
💡 قالَ لا تَخْتَصِمُوا لَدَیَّ، گوید نزدیک من جنگ مکنید و خصومت مگیرید، وَ قَدْ قَدَّمْتُ إِلَیْکُمْ بِالْوَعِیدِ (۲۸) و پیش از این سخن خویش بشما رسانیده بودم بوعید.
💡 شوخ چشمی که ز آسیب تنک چشمی او دست بر پشت وی آن کس که رسانیده حناست
💡 در اوائل سدهٔ دهم میلادی، نورمنها در شمال فرانسه ساکن شدند، پادشاهی قدرتمندی تشکیل داده، و تمدنی مبتنی بر زبان فرانسوی به وجود آوردند. در سال ۱۰۶۶ بود که آنها به رهبری دوک ویلیام خود را به آن سوی کانال رسانیده و فرمانروایی انگلستان را هم به دست آوردند.
💡 دو زلف تو که سر اندر زمین رسانیدهست به لاله بوی گل و یاسمین رسانیدهست
💡 کوتاه میشود همه شمعی ز سوختن شمعیکه سر به عرش رسانیده آه ماست