لغت نامه دهخدا
بیست و یکم. [ ت ُ ی َ / ی ِ ک ُ ] ( عدد ترتیبی مرکب، ص نسبی ) در مرتبه بیست ویک.
بیست و یکم. [ ت ُ ی َ / ی ِ ک ُ ] ( عدد ترتیبی مرکب، ص نسبی ) در مرتبه بیست ویک.
در مرتب. بیست و یک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این استان بهطور کامل در شبهجزیرهٔ سالنتو واقع شده و دومین استان پرجمعیت ناحیهٔ آپولیا و بیست و یکمین استان پرجمعیت ایتالیا بهشمار میآید.
💡 و بکوشک نو بازآمد روز یکشنبه بیست و یکم این ماه.
💡 افراسیاب کیا سیاستمدار ایرانی بود، که در دوره بیستم و دوره بیست و یکم بعنوان نماینده بابل در مجلس شورای ملی حضور داشت.
💡 در سال 2010، بنیانگذاران این بنیاد، کمیسیون آموزش متخصصان بهداشت در قرن بیست و یکم را با عنوان «تغییر آموزش برای تقویت سیستمهای بهداشتی در دنیایی به هم وابسته» راهاندازی کردند.[۱]
💡 زیمنس کار خود را در اوایل قرن بیست و یکم آغاز کرد. در آن زمان زیمنس موفق شد انواع لوکوموتیوهای باربری و مسافر بری تولید کند.