لغت نامه دهخدا
( بونة ) بونة. [ ن َ ] ( ع اِ ) دختر خردسال. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
بونة. [ ن َ ] ( اِخ ) شهری است بساحل آفریقا. ( لباب الانساب ). وادی و شهری در آفریقا. ( ناظم الاطباء ).
( بونة ) بونة. [ ن َ ] ( ع اِ ) دختر خردسال. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
بونة. [ ن َ ] ( اِخ ) شهری است بساحل آفریقا. ( لباب الانساب ). وادی و شهری در آفریقا. ( ناظم الاطباء ).
شهریست بساحل آفریقا. وادی و شهری در افریقا.
بونِه
جزیرۀ کوچکی در جنوب استان خوزستان، شهرستان بندر ماهشهر، در آب های خورموسی. در شمال خلیج فارس و در ۴۴کیلومتری جنوب بندر ماهشهر قرار دارد. طول آن حدود ۶ کیلومتر، عرض آن، تقریباً ۳۰۰ متر، و مساحت آن ۱.۷کیلومتر مربع است. ارتفاع این جزیره از سطح دریا حدود یک متر است و هنگام مدّ دریا به زیر آب فرو می رود.
بونه (الجزایر). بونِه (الجزایر)
رجوع شود به:عنابه، شهر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بونه دم سفیدار، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بویراحمد در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.
💡 مه دل راه دونشْ، خرد بَییِه پا بَنْ پنج شصتْره بئیرْ، بیست و یک بونه، هاچنْ
💡 جزیره بونه در باختر دماغه تنوب قرار گرفتهاست.
💡 امیر گنه: سی داغ به منه دل جوشن اونروزْ مشکْ فاش بونه هر جا که بروشن
💡 در دهانهٔ این خور سه جزیره بونه، دارا و قبر ناخدا قرار دارد و در درونهٔ خور جزیرههای کوچک نامسکونی زیادی وجود دارد.
💡 بونه (تلفظ قدیمیتر بُنّه) نام یکی از جزیرههای نامسکونی و بسیار کوچک ایران در خلیج فارس است.