بغایت

بغایت به معنای به شدت یا بسیار است و برای تأکید بر شدت یک ویژگی یا حالت به کار می‌رود. این واژه به نوعی به اوج یا نهایت یک صفت اشاره دارد. به عبارت دیگر، وقتی از این کلمه استفاده می‌کنیم، می‌خواهیم بگوییم که چیزی در بالاترین درجه خود قرار دارد.

ریشه و ساختار:

این واژه از ریشه غایت به معنای نهایت یا پایان مشتق شده است. اضافه شدن پیشوند ب به آن، به معنای به یا در است. بنابراین، بغایت به معنای به نهایت یا در حد نهایت است.

کاربرد در جملات:

این واژه معمولاً در جملات رسمی یا ادبی به کار می‌رود. برای مثال:

این فیلم بغایت تأثیرگذار است. (به معنای اینکه این فیلم به شدت تأثیرگذار است.)

او بغایت مهربان و دلسوز است. (به معنای اینکه او به شدت مهربان و دلسوز است.)

لغت نامه دهخدا

بغایت.[ ب ِ ی َ ] ( ق مرکب ) بنهایت و بسیار و بی اندازه. ( ناظم الاطباء ). بسیار. کاملاً. تا آخرین درجه. بنهایت: گفت بره چون است، گفتم بغایت فربه. ( تاریخ بیهقی ). و بگویم که ایشان شعر را بغایت نیکو نگفتندی.( تاریخ بیهقی ). فرزندان پند پدر و موعظت او هرچه نیکوتر بشنودند و منافع آن بغایت بشناختند. ( کلیله و دمنه ). || تا انتها و تا آخر. || بشدت و بسختی. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به غایت شود.
بغایة. [ ب ُ ی َ ] ( ع اِ ) جسته و کسب، یقال: انه لذو بغایة؛ یعنی: او کاسب است. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). طلب و کسب. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

۱- بنهایت تا انتها تا آخر. ۲- بسیار خیلی بی اندازه: ( این نسخه بغایت سقیم و مغلوط است. ) ۳- بشدت بسختی.

جملاتی از کلمه بغایت

شیخ ما گفت «التصوف اسم واقع فاذا تم فهو اللّه»گفت درویشی نامی است واقع چون تمام شد و بغایت برسید آنجای خود جز خدای چیزی دیگر نماند.
پر است خاطر آن بیوفا ز کینه ما بغایتی که نگردد ز حرف دشمن بیش
لبش مرجان دهان پر درّ و گوهر بغایت تنگ دریائی که دیده است
در نیکویی تمامی در بدخویی بغایت یارب چه چشم زخمست خوبیت را نکویی
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم