تاج امیر

لغت نامه دهخدا

تاج امیر. [ اَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان خاده بخش دلفان شهرستان خرم آباد. 15 هزارگزی جنوب خاوری نورآباد 15 هزارگزی جنوب خاوری راه خرم آباد به کرمانشاه. جلگه، سردسیر مالاریائی، 360 تن سکنه، آب از سراب سیاره. محصول: غلات، تریاک، توتون، لبنیات. شغل اهالی زراعت، گله داری. راه آن مالرو است. ساکنین از طایفه خاده میباشند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
تاج امیر. [ اَ ] ( اِخ ) ده کوچکی از دهستان علاء مرودشت بخش کنگان شهرستان بوشهر 110 هزارگزی جنوب خاور کنگان 5000 گزی شمال راه عمومی اشکنان به پس رودک. با 47 تن سکنه. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).

فرهنگ فارسی

ده کوچکی از دهستان علا مرودشت بخش کنگان شهرستان بوشهر ۱۱٠ هزار گزی جنوب خاور کنگان ۵٠٠ گزی شمال راه عمومی اشکنان به پس رودک.

جمله سازی با تاج امیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کائدان تاج امیر چند شاخه شدند: تیره میرشکار، تیره میر، تیره اردوان، تیره اردشیر، تیره گودرز، تیره مراد، تیره شاپور و تیره بهرام. که قلمرو آنها در تنگ شول بیضاء (کامفیروز) فارس بود.

💡 تا اینکه بنا به دلایل سیاسی مذکور کائدان تاج امیری شول پراکنده می‌شوند

💡 در حدود سال‌های ۶۸۰ قمری برابر با ۸۰۰ سال پیش کائد محمد تاج امیر که از بزرگان تنگ شول بود در شهرستان بیضاء داماد می‌شود و از علمای بزرگ آن زمان از آذربایجان و اصفهان و سمرقند به عروسی خود دعوت می‌کند که شرح آن در کتاب انیس الناس نوشته شجاع شیرازی در سال ۸۳۰ مختصر آمده‌است.

حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز