اسفاقس

لغت نامه دهخدا

اسفاقس. [ ] ( اِ ) ابن البیطار در ذیل کلمه سندریطس آرد: و من الناس من یسمیه ایراقلنا و هو نبات مستأنف کونه فی کل سنة و له ورق شبیه بورق النبات الذی یقال له فراسیون الا انه اطول منه مثل ورق النبات الذی یقال له الاسفاقس. ( ابن البیطار ج 3 ص 39 ).
اسفاقس. [ ] ( اِخ ) قصبه ای است در خطه تونس از آفریقا در میان قابس و مهدیّه در دومنزلی مهدیّه. سور و دژی استوار دارد و زیتون بدانجا فراوان است. ( قاموس الاعلام ترکی ). رجوع به اسفاکس شود.

جمله سازی با اسفاقس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مقری در کتاب خود، نفخ الطیب به نقل از ابن حیان، مورخ اندلسی - که به تعادل، دقت روایات و شدت حقیقت یابی معروف و مشهور است - جزئیات و تفاصیل کافی از برخی تأسیسات مدینة الزهرا بیان می‌کند. ابن حیان می‌گوید «سنگ‌های مرمر سفید را از مریه، مرمرهای سرخ و سفید را از ریه، مرمرهای سرخ و سبز را از افریقیه، اسفاقس و قرطاجنه، و حوض منقش به طلا را از شام، و بنا به قول برخی از قسطنطنیه آورد. در این حوض نقوش و تصاویری به شکل انسان وجود داشت و بر آن نمی‌توان قیمت گذاشت. عبدالرحمن در قصر خود ایوانی بنا کرد و آن را قصر الخلافه نامید. بنای ایوان از طلا و مرمر صاف، رنگارنگ درخشان بود. دیوارهای ایوان نیز، همانند بنا از طلا و مرمر بود. کاشی‌های قصر به طلا و نقره آراسته بود… ایوان در هر طرف، هشت در داشت و قوس مرمر رنگارنگ و بلور صاف … بنای الزهراء در نهایت اتقان و زیبایی بود».

ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز