دل رحیم

لغت نامه دهخدا

دل رحیم. [ دِ رَ ] ( ص مرکب ) دل رحم. آنکه نسبت به دیگران احساس ترحم کند. رجوع به دل رحم شود.

فرهنگ فارسی

دل رحم. آنکه نسبت به دیگران احساس ترحم کند.

جمله سازی با دل رحیم

💡 یکی عذر ظاهر که افتد قبول شود شاه را دل رحیم و حمول

💡 به یاد رحم تو زان دیر می‌رسیم که هست دل رحیم تو مجموعة فراموشی

💡 به سنگ، سنگ محال است سینه صاف شود دل رحیم کس از هم گهر نخواسته است

💡 و گر دارم گناه، آن دل رحیم است گناه آدمی رسم قدیم است

💡 زیرا که خسروان جهان عفو و مرحمت بیش از دل رحیم و رخ شرمگین کنند

💡 دل رحیم ندارند غنچه ها صائب در آن ریاض که مرغ شکسته بالی نیست