لغت نامه دهخدا
بومسلم. [ م ُ ل ِ ] ( اِخ ) رجوع به ابومسلم شود.
بومسلم. [ م ُ ل ِ ] ( اِخ ) رجوع به ابومسلم شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و از شیخ بومسلم فارِس بن غالب الفارسی رُضِیَ عنه شنیدم که گفت: «درویشی اندر سماع اضطرابی میکرد یکی دست بر سر وی نهاد که: بنشین. نشستن همان بود و رفتن از دنیا همان.
💡 بر دین و خلق مهتر گشتندی این گروه بومسلم ار نبودی و آن شور و آن جلب؟
💡 کو کسی کز دین چو بومسلم تبر زد روز و شب تا ز صدق یار غار و حلم حیدر گویمی
💡 نسل سروشیار پراکنده در جهان بومسلم است سید نسل سروشیار
💡 پی عروس خلافت که در کنار آید میان لشکر بومسلم است و مروان تیغ