بهرمند
لغت نامه دهخدا
بهرمند. [ ب َ م َ ] ( ص مرکب ) بهره مند که نصیب باشد. دارای بهره و نصیب. کامیاب. ( ناظم الاطباء ). مرکب از: بهر + مند ( اداة اتصاف ) در زبان پهلوی «بهرمند» ( قابل تقسیم. قابل قسمت ). در فارسی بمعنی متمتع. دارای سهم و حصه. مستفید. ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ). بهره برنده. متمتع. مستفید. ( فرهنگ فارسی معین ): گفت جایی خواهم که هوای آن شمالی باشد و از باد جنوب نیز بهرمند باشد. ( مجمل التواریخ ). رجوع به بهره و بهره مند شود.
فرهنگ عمید
= بهره مند
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - بهره برنده متمتع مستفید ۲ - دارای سهم و حصه.
جمله سازی با بهرمند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیز از کلام اوست که خدایمان از آن بهرمند کناد: آنچه از عباداتم را که آشکارا بوده است، بحساب نمی آورم.
💡 روستای جوبند دارایه 65 خانوار و 225نفرجمعیت هست شغل اصلی اهالی دامپروری و کشاورزی میباشد و از امکانات آب، برق، گاز، تلفن وخانه بهداشت بهرمند میباشد.
💡 در حال حاضراین روستا از امکانات آب، برق، گاز، تلفن,پست بانک ونیز راه آسفالته ومدرسه وامکانات بهداشتی (خانه بهداشت و….)زمین چمن فوتبال و باشگاه ورزشی و سالن سرپوشیده(درحال احداث) و آتش نشانی و اتاق مدیریت بحران بسیار فعال بهرمند میباشند فاصله این روستا تاشهرستان بندرگز حدود ۸ کیلومتر میباشد. در ضمن شهرک صنعتی بندرگز نیز جزئ از زمینهای این روستا بودهاست.
💡 روش کار بر اساس دادن امتیاز بر اساس میزان استفاده از خدمات بود. بهطور مثال در خطوط هواپیمایی بر اساس مسافت پروازی (که البته مرتبط با دلار پرداختی هم هست!) به مسافران امتیاز میدهند. مسافران با جمعآوری این امتیازات میتوانند بعداً از خدمات رایگان یا هدایای رایگان بهرمند شوند. بعداً علاوه بر خدمات و هدایای رایگان، مزایای متمایز با سایرین هم به این روش اضافه شد.
💡 عاشق و معشوق و عشقش بر دوام در دو عالم بهرمند و نیکنام
💡 در حالی که این برای بارگیریهای مشخص نیروی ثابت درست است، اکثر سایتها دارای تنوع بارگیری میباشند که به میزان بیشتر یا کمتر با صرفه جویی در مصرف انرژی جمع شده در یک سایت به عنوان یک کل بهرمند میشوند