«بند و گشاد» ترکیبی فارسی است که به معنای «حل و عقد» یا «باز و بسته کردن چیزی» به کار میرود و در ادبیات فارسی برای بیان اختیارات، کارها یا مسائل قابل کنترل استفاده میشود. این عبارت نشاندهنده توانایی فرد یا زمانه در باز و بسته کردن امور، گشودن یا بستن کارها و تعیین سرنوشت است و به نوعی اختیار و قدرت اشاره دارد. به عبارت دیگر، هر چیزی که به «بند و گشاد» باشد، تحت کنترل یا اختیار است و تا کسی اقدام نکند، گشوده یا بسته نمیشود؛ این مفهوم به اختیار و اقدام انسان یا شرایط زمانه برمیگردد. به کار بردن «بند و گشاد» در جملات ادبی، بار معنایی ظریف و فرهنگی دارد و مخاطب را به تفکر درباره نقش اختیار و تدبیر در زندگی انسان و زمانه وا میدارد. بنابراین، «بند و گشاد» به معنای حل و عقد، باز و بسته کردن و اختیار در انجام امور است و در ادبیات فارسی برای بیان تدبیر، اختیار و نفوذ در سرنوشت یا مسائل مختلف به کار رفته است.
بند و گشاد
لغت نامه دهخدا
بند و گشاد. [ ب َ دُ گ ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) حل و عقد. ( آنندراج ):
زمانه ملکی کز کلک خاتمش در ملک
هزار بند و گشاد و هزار برگ و نواست.انوری.هر بند و گشادی که بتو بازبسته بود تا تو عمل نکردی کجا گشاده شد. ( کتاب المعارف ).
ببین به بند و گشاد ستم ظریفی ناز
ره سؤال نبست و در جواب ببست.واله هروی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
حل و عقد.
جمله سازی با بند و گشاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر چه آید به وی از بند و گشاد باشد اندر همه در عین مراد
💡 وز آنست در آدمی دین و داد ز دانش به هر کار بند و گشاد
💡 چرا از بند و گشاد و قاعده نهاد خود آغاز نکنی که از ترکیب انسان تا ترتیب آسمان حجب و اطباق و منازل شاق بسیار است اگر تو از معرفت کمتر عضوی و مختصر جزوی از اجزاء خود بیرون آئی اسم حکمت بر تو مجازی نبود و نام علم بر تو ببازی نه.
💡 زمانه ملکی کز کلک و خاتمش در ملک هزار بند و گشاد و هزار برگ و نواست
💡 بی ساقه و طلیعه بند و گشاد تو گردی نکرد لشکر مردی و مردمی